جعفر شهرى باف
139
طهران قديم ( فارسى )
از زير آن چند دستك « 19 » چپ و راست كشيده روى آنها را با پارچهء قرمز خوشرنگ يا كاغذ روغنى سرخ و سبز پوشانده آنچه آويختنى و وسيلهء زينت بود از جمله « گو » « 20 » هاى بلورين و جيوهاى دهها و صدها مىآويختند ، اضافه بر نوارهاى زرى اصل و بدل و يراقهاى نقره و امثال آن كه از لابلاى آنها گذرانده رشته ميكردند . بعد از گوها چراغهاى لنتر حباب شرابهدار « 21 » متعدد بود كه از نقطه به نقطه سقف آويخته روزها نيز روشن مىكردند و در فواصل ميان آنها آويختنىهاى ديگر مانند نارگيلهاى پوستدار و انجيرهاى ريسهاى ، باسلقهاى « 22 » گوناگون شيرهاى و شكرى از گردويى و مغز پستهاى ، خرماخرك « 23 » هاى شاخهاى ، گردهها و قرصههاى بزرگ و كوچك حلوا ماما جيمجيم « 24 » ، جوزقند « 25 » ، نخ كشيدههاى برگهء هلو ، قيسى و برگهء زردآلو ، گوجه برغانى ، پستهء شام ، تخمه كدو ، تخمه هندوانه ، مغز گردو و گردو پوستدار ، بادام مغزدار و بادام منقا « 26 » ، گرده سوهانهاى « 27 » بزرگ
--> ( 19 ) . تيرهاى چوبى نازك كه قريب ده سانت ضخامت داشته و براى اسكلت شيروانى و چوببست و داربست درختهاى انگور و غيره به كار مىرفت . ( 20 ) . بلوريهاى كروى مجوفى كه از داخل به رنگهاى مختلف جيوه شده با قلابى براى آويزان كردن كه در تلألو چراغ جلوهيى خاص داشتند . ( 21 ) . رشتههايى از منجوق و پولك و مرواريد بدلى كه با اشكال زيبا از اطراف طبق چراغ مىآويختند . ( 22 ) . نوعى شيرينى كه از نشاسته و شكر پخته درست مىكردند و ميان آن مغز گردو يا مغز پسته مىگذاشتند و به ضخامت و اندازهء دسته چكشى نخ كشيده مىآويختند ، بهترين باسلق شيرهاى كه از نشاسته و شيره و مغز گردو درست مىكردند از ملاير مىآمد و شكرى آن را از يزد و مراغه مىآوردند . ( 23 ) . خرماهاى كم بهاى خشك و نارس ، مصرف بيشتر اين خرما اين بود كه وسط آن نخ كشيده به صورت پستانك به دهان اطفال شيرخوار مىگذاشتند . ( 24 ) . حلوايى از آرد و شير و شكر يا شيره كه در سينىهاى گرد پهن كرده رويشان شاهدانهى فراوان پاشيده يا با شاهدانه تركيبشان ميكردند و بر سر گرفته دور كوچه بازار عرضه ميكردند ، و نوع ديگر آن را كه سينىمانند و نازك و شكرى و اعلا و نازك ريخته شده بود ، از آن نخ گذرانده آجيلفروشها براى زينت مىآويختند . ( 25 ) . چنان كه از نامش پيداست گردوى كوبيدهاى بود كه با قند و هل در ميان برگهء هلو يا قيسى گذارده به نخ مىكشيدند . ( 26 ) . نوعى بادم پوستدار . ( 27 ) . شيرهء سبز كردهى گندم را همراه شكر و زعفران تفت داده به صورت گردههاى كوچك به اندازهء